محمد قنبرى
418
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
جديد بر خلاف كتب رايج دانش اخلاق بوده است و الحق در اين زمينه موفق بوده است : بايد دانست كه نويسنده در نظر ندارد كه بحث در اطراف جهات علميه اين حديث شريف كند ؛ به جهاتى : اول : قصور باع و قلة اطلاع در اين ميدان ؛ دوم آنكه شرّاح كافى شريف . . . براى كسى جاى كلام نگذاشتند . . . جزاهم اللَّه على الإسلام خيراً ؛ سوم : آنكه استفاده از نكات علميه منحصر به اهل علم و فضل است . . . و ما را نظر به استفادهء عموم بلكه عوام است ؛ چهارم - و آن عمده است - آنكه مقصود مهم از صدور اين احاديث شريفه و مقصد از بسط علوم الهيه ، افهام نكات علميه و فلسفيه و جهات تاريخيه ادبيه نيست ؛ بلكه غاية القصواى آن ، سبكبار نمودن نفوس است از عالم مظلِم طبيعت و توجه دادن ارواح است به عالم غيب و منقطع نمودن طاير روح است از شاخسار درخت دنيا ، كه اصل شجرهء خبيثه است ، و پرواز دادن آن است به سوى فضاى عالم قدس و محفل انس . و اين حاصل نيايد مگر از تصفيهء عقول و تزكيهء نفوس و اصلاح احوال و تخليص اعمال . . . . مقصد قرآن و حديث تصفيهء عقول و تزكيهء نفوس است براى حاصل شدن مقصد اعلاى توحيد . و غالباً شرّاح احاديث شريفه و مفسّرين قرآن كريم اين نكته را ، كه اصلِ اصول است ، مورد نظر قرار ندادند و سرسرى از آن گذشتهاند و جهاتى را كه مقصود از نزول قرآن و صدور احاديث به هيچ وجه نبوده ، از قبيل جهات ادبى و فلسفى و تاريخى و امثال آن ، مورد بحث و تدقيق و فحص و تحقيق قرار دادهاند . . . . راه نوشتن كتاب اخلاق را باز كردم كه اگر عالمى نويسنده و قادر بر تقرير و تحرير پيدا شد اين طرز بنويسد ؛ . . . و معلوم است اشكال نمودن سهل است ، ولى حل كردن آن مشكل است . و ما از خداى تعالى توفيق مىطلبيم كه قلب سخت ما را نرمى دهد و اخلاص را نصيب فرمايد كه شايد از اين نوشتهء نالايق دلى به دست آيد . « 1 » در آغاز سخن ، از كتابهاى رايج اخلاقى و شيوهء آنها مانند طهارة الاعراق و إحياء انتقاد مىكند و مىگويد : « كتاب اخلاقى بايد مانند دارو باشد نه نسخه » . و در انتقاد
--> ( 1 ) . ص 7 - 14 .